شناخت سنتور
كبك ناقوس زن و شارك سنتورزن
است
فاخته ناي زن و بط شده تنبور زنا
(منوچهري)
سنتور يکي از قديمي ترين وکامل
ترين ساز هاي ايراني است. اين ساز به صورت جعبه اي مجوف از جنس چوب که به شکل
ذوزنقه متساوي الساقين مي باشد ساخته شده و در شکل معمول خود برصحنه رويي آن دو
دسته خرک 9 تايي قرار دارد که از روي هر خرک چهار رشته سيم مي گذرد که به صورت هم
صدا کوک مي شوند .
اين ساز به وسيله 2 عدد مضراب
چوبي نواخته مي شود .
واژه سنتور در اصل کلمه اي است
آرامي که ريشه در فرهنگ و زبان سانسکريت دارد .(زبان پيشيان ايرانيان) اين واژه از
دو بخش تشکيل شده است : سان و تور
سان به معني صد که در فرهنگهاي
کهن نماد تعداد زياد مي باشد.
تور به معناي همان تار يا رشته
سيم .
بنابراين واژه سنتور به معني صد
تار مي باشد يعني سازي که بيشترين تار روي ان کشيده شده است ابوالحسن علي بن حسين
مسعودي (متوفي به سال 346- ه. ق) مورخ مشهور ونوينده کتاب (مروج الذهب) در شرح
اوضاع موسيقي در زمان ساسانيان هنگام نام بردن از آلات موسيقي متداول آن زمان واژه
سنتور (سنطور ) را مي آورد و سابقه اين ساز را حداقل به دوران ساسانيان مي رساند.
در کتابهاي قديم و تاليفات ابونصر فارابي و ابن سينا نيز نام
«سنتور» چندين بار آورده شده .

سنتور که بدون شک يکي از ساز هاي قديمي
مشرق زمين است تصوير آنرا مي توان از زمان آشوريها و بابليها در حجاريها و
نقاشيهايي که بر روي ديوار يا سنگها ترسيم شده است مشاهده نمود. اکنون که اين ساز
احتمالا حدود يک قرن ونيم است که در ايران دوباره رواج پيدا کرده است سبکهاي محکم و
در عين حال ظريف وحساس استادان بزرگي را چون محمد صادق خان سماع حظور، حبيب سماعي ،
ابوالحسن صبا ونور علي خان برومند را پيوسته در طنين خود براي ما محفوظ مي دارد
.

سنتور در فرهنگ هاي ديگر:
همانطور که گفته شد شواهد ومدارک
همه دلالت بر اين دارند که سنتورساز اصيل ايراني است و چون طلوعي از مشرق دميده و
در غرب به سرخي گرائيده است و همچنين محققين ثابت کرده اند که اين ساز از ايران به
ساير کشورها برده شده و در هر کشوري بنا به نيازهاي فرهنگي آن ملت تغيرات در آن
پديد امده است .
حتا در خود ايران معاصر هم در
مواردي به غير از اجراهاي رديف نوازي تغييراتي در آن صورت گرفته است مانند سنتور
کروماتيک، سنتور دو طرفه و غيره ...
در عراق، مصر، هند، چين و در
بسياري از کشورهاي اروپاي شرقي سنتور را با شکلهاي مختلف تغييرات متنوع وشيوه هاي
گوناگون در نوازندگي مشاهده مي کنيم.
در متون انگليسي سنتورها را با نام «
دالسيمر»(dulcimer) ، کشورهاي اروپاي شرقي با نامهاي سيمبال (سيمبالوم)
وچمبالوم
( cimbalom- zimblum) و در چين با نام «يانگ کين»
( Yank – kin) و در آلمان به نام « هک پرت»
(Hekperrt) و ردر عربي با نامهاي « سنطور » و «سنطير» و در برخي
مکانهاي ديگر به «پسالتري»
( psaitry) ناميده شده و معروف است
.
کلاويکورد، هاريسيکورد، کلاوسن و بالاخره پيانو clavier- pianofoter
هم شکل تغيير يافته همين ساز قديمي است
.
