سايت رديف نوازي باهدف آشنايي باموسيقي رديف دستگاهي ايران
ارسال كننده مطالب:حامد فندرسكي
مقالات نوشتاري |
||||
|
شرح حال اساتيد تار ساز از استاد فرج الله تا رمضان شاهرخ قسمت دوّم يحيي قديم ( يحيي اول )
از ارامنه جلفاي اصفهان که در
ساخت تار و بويژه سه تار شهرت داشته و از نظر زماني بر يحيي تار ساز معروف ( يحيي
ثاني ) تقدّم داشته است .
زادور : از ارامنه يزد که در
ساخت سنتور و سه تار معروفيت داشته است . تارهاي اواز نظر صدا دهي و صنعت در حد
متوسط است .
هامبارسون ( هامبارتسوم ) : عموي يحيي ثاني و از ارامنه جلفاي اصفهان بوده معروفترين تار ساز ارمني تا قبل يحيي ثاني بوده است .
در ابتدا به همراه برادرش خاچيک
از ( پدر يحيي ) از نجاران و منبت کاران بنام اصفهان بوده که سفارشات چوبي در بار
ظل السلطان و ساير اعيان اصفهان را انجام ميداده است .
بر عکس برادرش خاچيک که تارهاي معددي ساخته ، تعداد تارهاي ساخت هامبارسون نسبتاً زياد است . تارهاي او اکثراً کاسه بزرگ و نسبتاً سبک با بيخ دسته و دسته لاغر و ظريف است .
مضراب خور تارهاي او اکثراً زياد
بوده همانگونه که از عکسهاي مطربان
آندوره استنباط مي گردد تارهاي او بيشتر در بين مطربان آندوره استفاده ميگرديده است
. ( حجم بزرگ کاسه و نوع صدا دهي آن که مناسب شيرين نوازي است اين نظر را تأييد
ميکند )
تارهاي ساخت او اکثراً بزرگ با
زواياي مدور و به اصطلاح چاق هستند و خطوط و زواياي انحناء دار ( بدون زواياي باريک
وتيز ) در کارهاي او مشخص است .
خاچيک : پدر يحيي دوم . به همراه
برادرش هامبارسون از ماهرترين نجاران اصفهان بوده و در عين حال تار و سنتور نيز
ميساخت .
تعداد تارهاي باقي مانده از او
بسيار کم است ولي همين تعداد نيز داراي صدا دهي بسيار عالي است الگوي تار او تا
حدودي شبيه الگوي فرزندش يحيي است با اين تفاوت که تارهاي کار او کمي بزرگتر و
ناپيراسته تر از تار يحيي است .
يحيي ثاني : بهترين و معروفترين تار ساز کل تاريخ موسيقي
ايران .با نام اصلي" آوانس آبکاريان" سال تولد بطور تقريبي : 1873 ميلادي
مدفون در قبرستان ارامنه جلفاي
اصفهان .سال فوت : 1312 خورشيدي
يحيي اصول کار با چوب را از
دوران کودکي در کارگاه پدر و عموي خود خاچيک و هامبارسون فرا گرافته و با توجه به
نبوغ سرشار و ديد دقيق زيبائي سانه اش ؛ ترکيب اصول و معيارهاي تارهاي استاد فرج
الله و با سلايق عالي خودش تارهايي ساخت که چه قبل و چه بعد از او نظير آن ديده
نشده است .
در ارزش کار يحيي همين بس که
تارهاي ساخت او حتي اگر برفرض محال صداي خوبي نمي داشت از نظر فرم تراش و الگوي زيباي آنها
ميتوانست بعنوان يک اثر حجمي هنري و در واقع يک مجسمه زيبا و خوش تراش در تاريخ
هنري ايران باقي بماند .
يحيي تا اوسط عمر در زادگاه خود
، در محله سنگتراشان جلفاي اصفهان کارگاه داشت و بيشترين تارهايش را در همين شهر و
با استفاده از چوب هاي همين ناحيه ساخت . اين تارها اکثراً رنگ روشن تري داشته و صدادهي
آنها اکثراً زنگدار و زير خوان است .
يحيي براي مدتي کوتاه به قزوين
رفته و نزد خواهر خود ساکن شد و ضمن اشتغال در اداره ارزاق آن شهر کارگاهي داير
نموده و با استفاده از چوبهاي توت قزوين تارهاي عالي ساخت پس از آن در تهران ساکن
گرديد و کارگاهي داير نمود . عکس معروفي که از او به همراه ميرزا عبدالله و ميرزا
حسينقلي و شاگردانشان باقي مانده يادگاري از آن دوره است .
يحيي در سالهاي آخر عمر مجدداً
به اصفهان برگشت و مشغول به کار گرديد تا اينکه در سنين 57-60 سالگي و در سال 1312
خورشيدي در همانجا در گذشت .
بر طبق تاريخچه مختصربالا مشخص
ميشود که يحيي در سه مقطع زماني و در سه شهر به تار سازي مشغول بوده و تعداد تارهاي
ساخت اصفهان او بيشتر از تارهاي ساخت تهران و قزوين بوده است .
يحيي تار سازي خوش تکنيک و سريع
بوده است . معمولا کارهاي اوليه تراش کاسه تار از کنده توت و سبک کردن آنها توسط
شاگرد ماهر او انجام ميگرفته و خود يحيي کارهاي ظريف و دقيق نهايي را روي آن اعمال
ميکرده است . با توجه به اين امر و سرعت بالاي او ، تعداد تارهاي ساخت او به نسبت اساتيد قديم بيشتر بوده و تخميناً از چند صد تا هزار عدد بر آورده ميشود ( در عکس معروفي که از او در کارگاهش برداشته شده است در آن واحد تعداد نسبتاً زيادي تار در کارگاهش ديده ميشود ) از ديگر ويژگيهاي بارز يحيي نکته اي است که اساتيد قبل و بعد از او کمتر به آن توجه داشته اند : يحيي اولين سازنده اي بود که از ابتداي کار روند کيفي ثابت و مستمري ( به اصطلاح امروز : استاندارد ) را براي خود در نظر گرفت . با مقايسه کارهاي متعدد باقيمانده از او به نتيجه حيرت آوري ميرسيم : انحراف معيار در کارهاي متعدد يحيي بسيار ناچيز و در حد صفر است . تمام تارهاي باقي مانده از او حتي از نظر کوچکترين معيارها و اندازه هاي فني و الگو احتلاف چنداني با هم ندارند ( البته با در نظر گرفتن اين نکته که يحيي کلاً در سه اندازه بزرگ و متوسط و کوچک تار ميساخته است) و اين امريست که بيشتر از يک کارخانه با تکنولوژي مدرن انتظار داريم و نه از يک سازنده در کارگاه کوچک و ابتدايي خود .
مقالات و متن
سخنرانيها
مربوط به نشستهاي تخصصي
ماهانة
پژوهش در موسيقي دستگاهي
ايران موسسه فرهنگي هنري آواي مهرباني
|
y(sQM*?<
درزمان نصب تولباربايدبه اينترنت متصل باشيد