پخش آنلاين-دانلود-ومقالات موسيقي رديف-صفحه اصلي

سايت رديف نوازي باهدف آشنايي باموسيقي رديف دستگاهي ايران

ارسال كننده مطالب:حامد فندرسكي

ورود به صفحه اصلي

مقالات نوشتاري

مقالات چندرسانه اي

پخش آنلاين صوتي

 پخش آنلاين ويدئويي

جستجو

پادكست

آلبوم تصاوير

ارسال نظر

پيام نگار

لينكستان

 

بررسي الگوهاي قديمي تار

 

دکتر مسعود مقدم

 

بي گمان تار مناسبترين ساز براي بيان حالات و عواطف موسيقي سنتي ايران بوده و داراي اصيل ترين صدا دهي و لهجه منطبق بر فرهنگ شنيداري موسيقي ايراني و آشنا ترين صدا براي گوش موسيقيائي ايرانيان است .

ولي عليرغم اين موضوع هنوز تاريخچه کاملاً شفاف و مستندي از زمان پيدايش و سير تکامل تاريخي اين ساز در دست نيست . قدر مسلم اينکه پيدايش اين ساز حاصل بارقه ذهني يک فرد در مقطع زماني خاصي نبوده و با اطمينان بتوان گفت که تار کنوني محصول تطور وتکامل انواعي از سازهاي باستاني ايران بويژه خانواده طنبور بوده که بتدريج با پذيرفتن اثراتي از ويژگيهاي اجتماعي در هر مقطع تاريخي و حک و اصلاح مکرر بشکل کنوني بدست ما رسيده است .

گرچه در آثار شعراي قرون چهارم و پنجم هجري بکرات از لفظ "تار " استفاده شده ولي به احتمال قريب به يقين از اين الفاظ در معناي عام آن به معني رشته و سيم يک آلت موسيقي استفاده گرديده و دال بر ساز خاص نبوده است . ( در نقطه مقابل آن در آثار شعرا و مورخين دوره قاجار مسلماً لفظ " تار " به همين ساز کنوني اطلاق ميگرديده است ) در آثار نقاشي تا قبل از دوران صفويه عليرغم کثرت تصاوير آلاتي چون چنگ، رباب، کمانچه، سنتور و عود و ... تصويري از تار مشاهده نمي گردد .

در مينياتورهاي بر جاي مانده از عصر صفوي براي اولين بار تصاويري از سازي با شباهت تقريبي به تار کنوني و رباب باستان ديده ميشود که بصورت نشسته و با مضراب نواخته ميشده و با استناد به اين تصاوير شايد بتوان ظهور تدريجي تار کنوني را از اواسط دوران صفويه متصور گرديد .

و از اين زمان به بعد است که در آثار نقاشان و ادباي دوره زنديه و قاجاريه به کرّات

مي توان تصاوير و لفظ تار کنوني را ديد و مطالعه کرد .

تار در شکل کنوني آن سازي است مضرابي که از کاسه اي از جنس توت ( يا شاه توت و يا ندرتاً گردو ) در دوقسمت ( بنام کاسه و نقاره ) و دسته اي از چوب گردو و رو دسته اي از استخوان و چوب فوفل و خرک و سيمگير و شيطانکي از جنس شاخ گوزن يا

کل کوهي ساخته شده که بر روي آن پوست بره تودلي انداخته و پس از بستن پرده هايي از جنس روده ، سه جفت سيم ( جفت اول سفيد ، جفت دوم زرد ، سيم پنجم سفيد ، سيم ششم بم ) بسته شده و کوکهاي مختلفي را پذيرا ميگردد . صرف وجود پوست بر روي تار ( و کلا سازهاي پوستي ) هم باعث افزايش حجم صدا و هم توليد نوعي صداي لطيف و تو دماغي خاص است که مطبوع طبع مشرق زمينان ميباشد و نيز به نوازنده آن امکان ايجاد حالات صداي ويژه اي را ميدهد ؛

                                          

                             

گرچه وجود همين پوست باعث ايجاد بزرگترين نقص در تار است که عبارتست از تغيير وضعيت پوست و طبيعتاً تنظيم پرده ها و فرم صدا دهي در حالات جوي و رطوبتي مختلف .

در عوض تار اگر در محيط جوي مناسبي نواخته شود . در بين سازهاي ايراني داراي دل نشين ترين و رويايي ترين صدا دهي بوده و بي رقيب است . 

تار در دوره قاجاريه

دوران قاجار را ميتوان نقطه عطفي در شکل گيري موسيقي سنتي ايران ( بطور احض ) و ساير هنرهاي ظريفه ( بطور اعم ) دانست . آرامش اجتماعي نسبي و گسترش تدريجي هنرهايي مانند موسيقي در بين توده مردم و خارج شدن آن از انحصار خواص و آشنائي کم و بيش با فرهنگ غربي منجر به نوعي تحول و رنسانس هنري گرديد که اثرات آن تا کنون ادامه يافته است . بعنوان مثال رديف موسيقي سنتي ايران در شکل کنوني احتمالاً در اوايل دوره قاجاريه شکل گرفته است .

 در اين دوره بنابر تحولات اجتماعي و تغيير سليقه و ذائقه موسيقيائي مردم سازهائي مانند قانون و چنگ و عود و .... عملاً از حيطه موسيقي ايراني خارج شده و در عوض سازهايي مانند کمانچه و سنتور و بويژه " تار " جايگاه ويژه اي يافتند .

در آثار تصويري بر جا مانده از اواسط دوران قاجار ( مثلاً تابلوي تار نوازي آقا علي اکبر فراهاني در ميان شاگردانش يا تابلوي نوازندگان دربار ناصري و يا عکس آقا غلامحسين تار زن همراه با تار خويش ) بخوبي مي توان ملاحظه نمود که تارهاي آندوره کاملا شبيه تارهاي امروزي بوده است .

تابلو علي اکبر فراهاني

نکته مهمي که مي با يست به آن اشاره نمود اينکه با توجه به اين موضوع که شهر تبريز در آن زمان وليعهد نشين و در واقع پايتخت دوم سلاطين قاجاري محسوب مي گرديده است و نظر به جايگاه و نفوذ فرهنگ ترکي در دربار قاجار و متعاقب آن تبادل اثر متقابل موسيقي درباري آن زمان با موسيقي ناحيه قفقاز ميتوان تار امروزي را بر آيند تدريجي طنبور فارسي با تار قفقازي دانست ( بعنوان شاهدي بر اين موضوع مي توان از تعدادي از تارهاي قديمي با قيمانده از آن روزگار ذکر نمود که شباهت زيادي با تارهاي آذربايجاني امروزه دارند . ) در همين جا ميبايست از فرصت استفاده نمود و مبحثي را که هنوز مورد اختلاف بوده و آن فرم نواختن تار در دوره قاجار است مطرح نمود :

اکثر نوزندگان و محققين امروزي موسيقي ايراني بر اين عقيده اند که روش تار نوازي در دوره قاجاريه بر روي سينه بوده است و بعنوان شاهد عکس ها و نقاشي هاي متعددي راذکر ميکنند که در آن ها برجسته ترين تار نوازان آن زمان و شاگردانشان تار را روي سينه قرار داده اند و عقيده دارند که تار در اواخر سلطنت قاجاريه از روي سينه برروي زانو آمد .

دسته ديگر معتقدند که تار در همان زمان هم بر روي زانو نواخته ميشده و بنابر ژست هاي خاص عکاسي در حين عکس گرفتن آن را روي سينه قرار ميداده اند . اين گروه معتقدند که تار نوازي رو سينه اي اصولاً روش مناسبي براي بيان راحت موسيقي ايراني که فطرتاً همراه آرامش و راحتي است نميباشد نگارنده اين سطور پس از بررسي منابع گوناگون ( اعم ز منابع تاريخي و تصاوير باقيمانده از آن دوره ) و نيز بررسي تعدادي از تارهاي باقيمانده از آن دوره به نتايجي رسيده است که ذکر ميگردد .

1- عليرغم تعدد عکس هاي تار نوازان سينه اي قاجاري ، چند عکسي نيز از نوازندگان

 ( عموماً مطرب ) آندوره باقي مانده که تار را در وضعيتي همانند امروز بر روي زانو

نهاده اند .

2- عليرغم تاکيد گروه اول بر اينکه تار تا اواخر سده هجري گذشته روي سينه نواخته مي شده در هيچ منبعي ، نقل قولي از نوازندگان کهنسال سالهاي معاصر که آن دوره را درک نموده اند مبني بر اينکه در زمان جواني آنان تار بر روي سينه نواخته ميشده و پس از مقطع زماني خاصي بر روي زانو رفته است نشده است ( در صورتيکه در صورت وقوع چنين امري ، تحولي اساسي و قابل ذکر در اسلوب تار نوازي بشمار مي رفته است )

( توضيحاً در پاسخ کساني که به غلط ابداع تار نوازي روي زانو را از ابداعات کلنل وزيري ميدانند ، بايد آنانرا به جلد دوم سرگذشت موسيقي ايراني مرحوم خالقي ارجاع داد که در آنجا در فهرست تغييرات و ابداعات چند گانه وزيري در تار نوازي هيچ ذکري از تغيير محل استقرار تار از سينه به زانو نشده است در صورتيکه اگر چنين بود مسلماً بعنوان مهمترين تغيير در اسلوب تار نوازي در صدر فهرست خالقي جا ميگرفت ) .

3- انواع و اشکال مختلفي از تارهاي اواسط و اواخر دوره قاجار بر جاي مانده است.

در يکي از اين نمونه ها که تار قديمي احتمالاً منسوب به آقا غلامحسين تار ساز و با قدمت تخميني 130- 150 سال ميباشد ميتوان براحتي مشاهده نمود که پهنا ( ارتفاع ) زياد کاسه و نيز حجم و وزن زياد کاسه عملاً آنرا براي نواختن بر روي سينه ناراحت و نامناسب جلوه ميدهد و منطقي است که فرض کنيم که اين تار را در زمان خود بر روي زانو مي نواخته اند .

                                           

در نقطه مقابل ساز ديگري با همان قدمت تاريخي از سا خته هاي استاد فرج الله مشاهده ميگردد که داراي پهنا ( ارتفاع ) کاسه و وزن و حجم کمي بوده و عملاً مناسب براي نواختن روي سينه بوده و متقابلاً آگر آنرا روي زانو قرار دهيم تعادل و استقرار مناسبي ندارد و مي توانيم با قاطعيت اظهار کنيم که اين تار در زمان خود بر روي سينه نواخته مي شده است .

با توجه به موارد ذکر شده در فوق ، چگونه ميتوان تناقضات ايجاد شده را حل نمود ؟

نگارنده بعنوان راه حلي بينا بيني براي حل اين مسأله نظريه زير را پيشنهاد مي نمايد :

منطقي است که فرض کنيم که از اوايل دوره قاجار دو روش مختلف در تار نوازي ايراني وجود داشته در روش اول که مختص نوازندگان مکتبي رديف بوده و ميبايست بر پايه قاعده و ديسيپلين  سخت سنتي انجام گيرد و باتوجه به ارتباط تنگاتنگ موسيقي ايراني و قفقازي آن زمان ، تار نوازان از روش سينه اي استفاده مي کردند اما در روش دوم که عموماً اختصاص به مطربان داشته و راحتي بيشتري را براي نوازنده فراهم مي نموده ، تار را همانند امروز بر روي زانو قرار مي داده اند .

باگذشت تدريجي زمان و تمايل بيش از پيش نوازندگان مکتبي به روش نواختن روي زانو که راحت تر بوده است روش رو سينه اي تدريجاً رنگ باخته و منحصر به چند استاد قديم گرديده که با فوت آنان بطور کامل از موسيقي ايراني رخت بر بسته است ( چنين امري در اواخر دوره قاجار تحقق گرديده است )

مطلب ديگري که مي بايست در اينجا عنوان گردد مسئله جنس و ضخامت و تعداد سيم هاي تار در آندوره است . مسلماً در ادوار پيشين اين سيم ها از جنس ابريشم و زه روده بوده که ادامه اين روند تا زمان قاجاريه ادامه پيدا کرده است ( کما اينکه هنوز هم برخي از نوازندگان موسيقي محلي ايران هنوز از زه هاي ابريشم و روده براي ساز خود استفاده ميکنند )  و از اواسط آندوره بواسطه دسترسي به مفتول هاي فلزي مناسب و يکنواخت و با توجه به بيشتر بودن زنگ اين مفتول هاي فلزي ، استفاده از آن ها رواج عمومي پيدا کرد .

با اينحال ردپاي نحوه تار نوازي با سيم هاي ابريشمين و روده اي در دوره بعد ادامه پيدا کرد . بدين شکل که با توجه به کم بودن زنگ و ماندگاري صدا در زه هاي ابريشم و روده ، تار نواز آن آندوره براي جبران اين نقص سعي در افزايش سرعت مضراب و به اصطلاح پر نوازي و استفاده کمتر از سکوت داشتند که اين روش در زمانهاي بعد که حتي از مفتول هاي فلزي بعنوان سيم تار استفاده گرديد ادامه يافت .

با توجه به آثار صوتي باز مانده از استادان بزرگ آندوره ( همچون آقا حسين قلي ) و نيز بررسي تارهاي رديف نوازي باز مانده از آن زمان ( که عموماً حجم کاسه اي کمي داشته اند ) و نيز در نظر گرفتن سکوت طبيعي محيط زندگي در آندوره که ناشي از عدم وجود تکنولوژي ماشيني بوده است طبيعي است که فرض کنيم که استادان رديف نواز از سيم هاي نازک ( در مقايسه با امروز ) براي تار خود استفاده مي کردند. ( مثلاً سيم سفيد

 16-18 ميکرون و سيم زرد 18 ميکرون ) و در نتيجه صدائي ملايم و کم حجم ولي در عوض با لطافت و شفافيت بالا و بدون درهم تندگي اصوات حاصل ميگرديده که مناسب براي اجراي رديف بوده است ( در نقطه مقابل مطربان آندوره از سيم هاي ضخيم تر و تارهاي با کاسه بزرگتر براي اجرايي با شدت و حجم بيشتر استفاده مي نمودند ) .

رديف نوازان آندوره از تارهايي با کاسه کوچک و فاصله مضراب خور کم و مضراب هاي کوچک استفاده کرده و مطربهاي آنزمان از تارهاي با کاسه بزرگ و سيم هاي ضخيم و مضراب خور زياد و مضراب هاي بزرگ استفاده مي نمودند. چنانکه در شکل مقابل بعنوان مقايسه 2 تار يکي ساخته استاد فرج الله و ديگري ساخته  هامبارسون مشاهده ميشود که فاصله مضراب خور در تار هامبارسون  ( که مناسب نوازندگي مطربها بوده ) بسيار بيشتر از فاصله مضراب خور در تار استاد فرج الله ( که مناسب رديف نوازي بوده ) ميباشد

نکته مهم ديگر تعداد سيم هاي تار در آندوره است : در تمام عکسهاي باقيمانده از اساتيدي چون ميرزا عبدالله و آقا حسينقلي بوضوح ديده ميشود که تار آنان 5 سيم است .

گرچه عده اي اضافه کردن سيم ششم ( سيم سفيد زير بم ) به تار را از ابداعات درويش خان ميدانند ولي با توجه به سابقه افزودن سيم چهارم به سه تار توسط مشتاق علي شاه کرماني ( درويش و تار و سه تار نواز عهد زنديه ) ميتوان تصور نمود که طبيعتاً فکر اضافه نمودن سيم ششم به تار از همان زمان مشتاق وجود داشته و چيز جديدي نبوده است ولي اساتيد تار نواز دوره قاجار بنا به پيروي از سنت از تار 5 سيم استفاده نموده و در واقع درويش خان با رسميت بخشيدن به استفاده از تار 6 سيم در مکتب خود ، استفاده از آنرا عموميت و رواج بخشيد و حاصل اين عمل افزايش رنگ آميزي و امکان تنوع بيشتر در کوک تار بود .

در مورد مضراب بايد گفت که اساتيد رديف نواز آندوره از مضرابهاي کوچک با موم استفاده مينمودند که امکان گردش سريع و پر تحرک آنرا در بين انگشتان فراهم نموده و متناسب با اجراي سريع و پر نوازي آن سبک بوده است ( اصولاً نوازندگان بزرگ آندوره مانند آقا حسين قلي معتقد بودند که نوازنده ماهر بايد حالات خاص اجرايي را بيشتر با مضراب و کمتر با دست چپ اعمال نمايد )

جنس مضراب عموماً از برنج مرغوب که اصطلاحاً برنج هفت جوش ناميده ميشد و از منبع ها و زنگوله ها ي قديمي حاصل ميگرديد بود ( امروزه از عناصر و ترکيباتي چون استيل ، کربيد تنگستن و حتي آلياژهاي بکار رفته در صنايع هوايي براي اين منظور استفاده ميگردد و گرچه به صورت موردي رضايت نوازنده را در پي دارد ولي براي حصول و پاي بندي به صدا دهي آن دوره ميبايست از مضراب هاي برنجي مرغوب استفاده نمود)

نکته آخر نحوه دستان بندي ( پرده بندي ) تار در آن زمان است که خوشبختانه بعلت باقي ماندن عکسهائي با وضوح بالا از اساتيد بزرگي چون ميرزا عبدالله و آقا حسينقلي همراه با تار خود ميتوان با کمي حوصله و دقت فواصل پرده بندي آنانرا اندازه گيري نموده و پي به نظام پرده بندي آن دوره برد .

در اين تصاوير تعداد پرده ها بيست و دو عدد است ( در مقايسه با امروز که پرده هاي تار را 25 يا بيشتر مي بندند) . با دقت در اين تصاوير ميتوان اطلاعات ارزشمندي در مورد فواصل مطبوع موسيقيائي در آن دوره بدست آورد ( در دوره هاي بعدي کلنل وزيري با ارايه نظريه گام معتدل 24 قسمتي ، تحولي در پرده بندي تار و سه تار را پيشنهاد داد که تا امروز مورد بحث بوده و حمايت يا مخالفت کارشناسان مختلف را در پي داشته است ) .

                                                 

استادميرزاعبد لله-قابل توجه كساني كه مدعي هستند تاردرجلوي سينه گرفتن سخت است:سنگيني تارروي دستهااست. وروي تاركمي متمايل به زمين هست.وهمچنين دست ازپائين برروي پوست تار آمده واين حالت گرفتن تاررادرجلوي سينه راحت مي كند.وآنهايي كه مي گويندگرفتن تاربه اين شيوه سخت است اگراينطوري بگيرند درست مي شود.اين شيوه ازگرفتن تاربه دليل فني نبودن وظريف بين نبودن استادان امروزي تاروآگاه نبودن آنها به مسائل فيزيكي بدن وورزش و...ازبين رفته وفقط آقاي وحيد بسّام به اين شيوه عمل مي كند 

مقالات و متن سخنرانيها

مربوط به نشستهاي تخصصي ماهانة

پژوهش در موسيقي دستگاهي ايران

موسسه فرهنگي هنري آواي مهرباني

 

y(sQM*?<

 

 

 تولباررديف نوازي باقابليت چك كردن ايميل بطورخودكارواطّلاع به شما به صورت فوري بوسيله صداوتعدادايميل هاي رسيده به هراشتراك وورودبه آن بايك كليك ،اطلاع ازبروزشدن وبلاگ ،دسترسي به همه سايتهاولينكها،حذف ودوباره اضافه كردن اجزاءتولباروحذف (آنيستال)كردن تولبار،مخفي كردن تولبارازنوارتب(پيشاني مرورگراينترنت)باراست كليك وبرداشتن تيك آن، چت ،داشتن اكثرسايتهاولينكهاي موجودكاربردي دراينترنت وارسال وپيشنهادلينك ازسوي شماوبسيارامكانات مفيدديگر.باحجم كم:يك مگابايت براي مشاهده يادانلود كليك نمائيد  a  ديدن قسمت هاي مختلف وشرح تولبارموسيقي رديف 


آموزش ودانلودتولبار 

مشاهده ودانلودتولبار

درزمان نصب تولباربايدبه اينترنت متصل باشيد

report phishingreport abuse